خبرهای ویژه

» داستانک » داستان بزرگترین آرزوی اسکندر

تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۶/۰۴ - ۹:۰۰

 کد خبر: 13353
 24 بازدید

داستان بزرگترین آرزوی اسکندر

روزی دیوژن یکی از انسان های زاهد روزگار از اسکندر پرسید: در حال حاضر بزرگترین آرزویت چیست؟ اسکندر جواب داد: بر یونان تسلط یابم. دیوژن پرسید: پس از آنکه یونان را فتح کردی چه؟ اسکندر پاسخ داد: آسیای صغیر را تسخیر کنم. دیوژن باز پرسید: و پس از آنکه آسیای صغیر را هم مسخر گشتی؟ […]

روزی دیوژن یکی از انسان های زاهد روزگار از اسکندر پرسید: در حال حاضر بزرگترین آرزویت چیست؟

اسکندر جواب داد: بر یونان تسلط یابم.

دیوژن پرسید: پس از آنکه یونان را فتح کردی چه؟

اسکندر پاسخ داد: آسیای صغیر را تسخیر کنم.

دیوژن باز پرسید: و پس از آنکه آسیای صغیر را هم مسخر گشتی؟

اسکندر پاسخ داد: دنیا را فتح کنم.

دیوژن پرسید: و بعد از آن؟

اسکندر پاسخ داد: به استراحت بپردازم و از زندگی لذت ببرم.

دیوژن گفت: چرا هم اکنون بی تحمل رنج و مشقت، به استراحت نمی پردازی و از زندگی ات لذت نمی بری؟»


برچسب ها : ,
دسته بندی : داستانک , مطالب خواندنی

دیدگاه بسته شده است.

تبلیغات

پنل اس ام اس

logo-samandehi