خبرهای ویژه

» داستانک » پاسخ حلّاج به سوال «رهایی چیست؟»

تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۶/۰۶ - ۸:۲۰

 کد خبر: 14016
 128 بازدید

پاسخ حلّاج به سوال «رهایی چیست؟»

مردی نزد حلاج آمد و پرسید: “رهایی چیست؟” او در مسجدی نشسته بود که دور تا دور آن ستون‌های زیبایی بود، حلاج بی‌درنگ به سمت یکی از ستونها دوید و آن را با هر دو دست گرفت و فریاد زد: “به من کمک کن، این ستون به من چسبیده است و به من اجازه آزاد […]

پاسخ حلّاج به سوال «رهایی چیست؟»

مردی نزد حلاج آمد و پرسید:

“رهایی چیست؟”

او در مسجدی نشسته بود که دور تا دور آن ستون‌های زیبایی بود، حلاج بی‌درنگ به سمت یکی از ستونها دوید و آن را با هر دو دست گرفت و فریاد زد:

“به من کمک کن، این ستون به من چسبیده است و به من اجازه آزاد شدن نمی‌دهد.”

مرد گفت:

“تو دیوانه ای، این تویی که به ستون چسبیده‌ای…، ستون تو را نگرفته است.”

منصور گفت:

“من پاسخت را دادم، حالا از اینجا برو،

هیچکس تو را مقید (زندانی) نکرده است.

قید و بند تو کاذب است.

و این ساخته خودت است.”


برچسب ها : ,
دسته بندی : داستانک

دیدگاه بسته شده است.

تبلیغات

پنل اس ام اس

logo-samandehi