خبرهای ویژه

» سرگرمی » داستان مصرع “رشکم آید که کسی سیر نگه در تو کند”

تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۶/۰۴ - ۴:۵۸

 کد خبر: 13148
 14 بازدید

داستان مصرع “رشکم آید که کسی سیر نگه در تو کند”

شاید تا به حال این تک مصرع زیبا از سعدی را حتی برای یک بار شنیده اید “رشکم آید که کسی سیر نگه در تو کند” اما اصل حکایت بسیار شیرین تر از این تک مصرع است، هر سخن سعدی جان خود حکایتی بس بزرگ از راه و روش عاشقی‌ست. “یاد دارم در ایام پیشین […]

شاید تا به حال این تک مصرع زیبا از سعدی را حتی برای یک بار شنیده اید “رشکم آید که کسی سیر نگه در تو کند” اما اصل حکایت بسیار شیرین تر از این تک مصرع است، هر سخن سعدی جان خود حکایتی بس بزرگ از راه و روش عاشقی‌ست.

“یاد دارم در ایام پیشین که من و دوستی چون دو بادام مغز در پوستی صحبت داشتیم (بسیار به هم نزدیک بودن) ناگاه بینمان جدایی افتاد”

پس از مدتی که دوست باز آمد، گلایه آغاز کرد که در این مدت چرا قاصدی نفرستادی؟

گفتم دریغ آمدم که دیده قاصد به جمال تو روشن گردد و من محروم از دیدارت

رشکم آید که کسی سیر نگه در تو کند
باز گویم نه که کس سیر نخواهد بودن

👤 حضرت سعدی
📚 گلستان باب پنجم


برچسب ها : ,
دسته بندی : سرگرمی , شعر و ادبیات

دیدگاه بسته شده است.

تبلیغات

پنل اس ام اس

logo-samandehi