خبرهای ویژه

» سبک زندگی » سه شعر نو از احمد شاملو

تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۵/۱۶ - ۷:۵۹

 کد خبر: 12122
 84 بازدید

سه شعر نو از احمد شاملو

احمد شاملو شاعر معاصر ایرانی متخلص به الف.بامداد و الف.صبح. در ادامه چهار شعر از این شاعر معاصر را می خوانید.     گدایانِ بیابانی سربه سر سرتاسر در سراسرِ دشت راه بی پایان برده اند گدایانِ بیابانی پای آبله مُرده اند بر دو راهه ها همه، در تساوی فاصله با تو _ ای نزدیک […]

احمد شاملو شاعر معاصر ایرانی متخلص به الف.بامداد و الف.صبح.

در ادامه چهار شعر از این شاعر معاصر را می خوانید.

 

 

گدایان بیابانی

گدایانِ بیابانی

سربه سر سرتاسر در سراسرِ دشت

راه بی پایان برده اند

گدایانِ بیابانی

پای آبله

مُرده اند

بر دو راهه ها همه،

در تساوی فاصله با تو _ ای نزدیک ترین چله ی خانه ی اُتراق!_

از لَه لَه سوزان باد سام

تا لاه لاهِ بی امانِ سوزِ زمستانی

گدایانِ بیابانی.

———————————————————

بوسه

لب را با لب
در این سکوت
در این خاموشی گویا
گویاتر از هرآنچه شگفتانگیزتر کرامت ِ آدمی به شمار است
در رشتهی بیانتهای معجزتی که اوست…

در این اعتراف ِ خاموش،
در این «همان»
که توانَد در میان نهاد

با لبی

لبی

بیوساطت ِ آنچه شنودن را باید…

آن احساس ِ عمیق ِ امان، در این پیرانهسر

که هنوز

پرواز در تداوم است

هم ازآنگونه کز آغاز:

رابطهیی معجزآیت

از یقینی که در آن آشیان گذشت

در پایان ِ این بهاران

تا گمانی که به خاطری گذرد

در آغاز ِ یکی خزان.

———————————————————

 

قفس قفس این قفس

 

قفس قفس این قفس…

قفس
قفس این قفس این قفس…

پرنده
در خوابش از یاد می‌بَرَد

من اما در خواب می‌بینمش،
که خود
به بیداری
نقشی به کمالم
از قفس.

از ما دو
کدام؟ ــ
تو که زندانت تو را زمزمه می‌کند
یا من
که غریوِ خود را نیز
نمی‌شنوم؟
تو که زندانت مرا غریو می‌کشد،
یا من
که زمزمه‌ی تو
در این بهارانم
مجالِ باغ و دماغِ سبزه‌زار نمی‌دهد؟ ــ

از ما دو
کدام؟

قفس
این زمزمه
این غریو
این بهاران
این قفس این قفس این قفس ای امان!


برچسب ها : , , , ,
دسته بندی : سبک زندگی , شعر و ادبیات
دیدگاه کاربران کل نظرات :1
تبلیغات

پنل اس ام اس

logo-samandehi