سئو
برزگران
تبلیغات
طراحی سایت

خبرهای ویژه

» مطالب خواندنی » حکایتی جالب از عبید زاکانی

تاریخ انتشار : 1399/04/28 - 8:53

 کد خبر: 40194
 154 بازدید

حکایتی جالب از عبید زاکانی

حکایتی جالب از عبید زاکانی ️روباهی به فرزندش گفت؛ فرزندم از تمام این باغ‌ها میتونی انگور بخوری، غیر از آن باغی که متعلق به ملای ده است حتی اگر گرسنه هم ماندی به سراغ آن باغ نرو روباه کوچک از مادرش پرسید؛ چرا مگر انگور آن باغ سمی است؟ ️روباه به فرزنش پاسخ داد؛ نه […]

حکایتی جالب از عبید زاکانی

حکایتی جالب از عبید زاکانی

️روباهی به فرزندش گفت؛ فرزندم از تمام این باغ‌ها میتونی انگور بخوری، غیر از آن باغی که متعلق به ملای ده است حتی اگر گرسنه هم ماندی به سراغ آن باغ نرو روباه کوچک از مادرش پرسید؛ چرا مگر انگور آن باغ سمی است؟

️روباه به فرزنش پاسخ داد؛ نه فرزندم اگر او بفهمد که ما از انگور باغش خورده‌ایم، فتوا میدهد و گوشت روباه را حلال میکند و دودمانمان را به باد میدهد با این جماعت که قدرتشان بر جهل مردم استوار است، هیچ وقت در نیفت


برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.


دسته بندی : مطالب خواندنی

دیدگاه بسته شده است.

تبلیغات