سئو
برزگران
تبلیغات
طراحی سایت

خبرهای ویژه

» مطالب خواندنی » وقتی بچه بودمکنار مادرم می‌خوابیدم

تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۸/۰۱ - ۲۰:۵۷

 کد خبر: 17763
 123 بازدید

وقتی بچه بودمکنار مادرم می‌خوابیدم

وقتی بچه بودمکنار مادرم می‌خوابیدم و هرشب یک آرزو می‌کردم مثلاً آرزو می‌کردم برایم اسباب بازی بخرد؛ می‌گفت «می‌خرم به شرط اینکه بخوابی » یا آرزو می‌کردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛ می‌گفت «می‌برمت به شرط اینکه بخوابی » یک شب پرسیدم «اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم می‌رسم؟» گفت «می‌رسی به شرط اینکه بخوابی » هر […]

وقتی بچه بودمکنار مادرم می‌خوابیدم

وقتی بچه بودم
کنار مادرم می‌خوابیدم و هرشب یک آرزو می‌کردم
مثلاً آرزو می‌کردم برایم اسباب بازی بخرد؛ می‌گفت «می‌خرم به شرط اینکه بخوابی » یا آرزو می‌کردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛ می‌گفت «می‌برمت به شرط اینکه بخوابی » یک شب پرسیدم «اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم می‌رسم؟» گفت «می‌رسی به شرط اینکه بخوابی » هر شب با خوشحالی می‌خوابیدم اِنقدر خوابیدم که بزرگ شدم و آرزوهایم کوچک شدند
دیشب مادرمو خواب دیدم؛ پرسید «هنوز هم شب‌ها قبل از خواب به آرزوهایت فکر می‌کنی؟» گفتم «شب‌ها نمی‌خوابم » گفت «مگر چه آرزویی داری؟» گفتم «تو اینجا باشی و هیچ آرزویی نداشته باشم » گفت «سعی خودم را می‌کنم به خوابت بیایم به شرط آنکه بخوابی »

چارلی چاپلین


برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.


دسته بندی : مطالب خواندنی

دیدگاه بسته شده است.

تبلیغات logo-samandehi